تبلیغات
روستای خُرّمــــــــــــــــــکوه،گیلان،شهرستان رودبار،بخش عمارلــــــــــــــــو - *گزارشی از محرومیت ومظلومیت مضاعف روستای خرمکوه

 
روستای خرمکوه عمارلو،گیلان،رودبار،عمارلو نماد محرومیت

روزپنج شنبه 19 /6/88مصادف با 19 رمضان دوستان مراسم یادواره  شهدای روستای خرمکوه در مسجد ابوالفضل این روستا برگزار شد.


به طور حتم اگر توفیق حضور در یادواره شهدا نبود،بسیاری از شرکت کنندگان به این روستا نمی آمدندو  از نزدیک با محرومیت ها و مشکلات این روستا آشنا نمی شدند.
شاید انگیزه اصلی نوشتن این گزارش،سخنان امام جمعه محترم ،حاج آقا خاتمی نژاد در این مراسم بود،که در ابتدای سخنرانی از سابقه شان در شورای حل اختلاف فرمودند،و اشاره نمودند که:" چه پرونده ها و اختلافاتی را با صلوات و روحیه دینی حل کرده اند".
کنجکاویم بیشتر شد تا در ادامه صحبت ها متوجه اصل ماجرا شوم.در ادامه سخنران محترم فرمودند که:" سر راه خرمکوه، تعدادی از سادات روستای مجاور،ویه جلویش را گرفته و ایشان را به روستای خودشان برده اند.و از ایشان خواسته اندکه مشکل کم ابی این روستا را در خرمکوه مطرح نموده تا حل کنند".                         
تقریبا تمامی وقت 45 دقیقه سخنرانی ایشان  به این موضوع مرتبط بود. حتما مسئله مهمی هست که در مراسم یادواره شهدا،به این موضوع پرداخته می شود؟!
واقعا اگر مسئولی در این سطح بتواند در این مراسم ها از پوسته ی ظاهری مراسم عبور کرده و به مسائل اجتماعی بپردازد و بادر نظر گرفتن همه جوانب یک مساله آن را مطرح نموده و برایش راه حل ارائه نماید وسپس خود و مسئولین دیگرا به مرحله اجرای راه حل ها برساند،دیگر مشکلی برجا نمی ماند.
اگر کسی با محرومیت های این روستا آشنایی نداشته باشد به این فکر می افتد که مردم روستای خرمکوه چقدر ظالم هستند و به روستای مجاور آب نمی دهند و حالا حاج آقا خاتمی نژاد مجبور شده در یادواره شهدا به سراغ این موضوع برود.
ظاهر روستا نشان دهنده عمق محرومیت های آن می باشد،چه رسد به این که بخواهی پای درد دل روستاییان بنشینی!
در روستای خرمکوه  هنوزخرابی های زلزله سال 69 در کنار ساختمان های مسکونی وجود دارد.- ساختمانهایی که به نظر می رسد همان ساختمان های موقتی زگالی سال 69 باشند.
ساختمان های مخروبه و معابر باریک و...
.صحبت های پر حرارت  حاج آقا ادامه دارد و من در تعجبم که چرا بدون بررسی همه جوانب قضیه به این موضوع پرداخته می شود،در چهره ی بعضی از افراد این تعجب و ناراحتی مشاهده می شود.
اما اصل قضیه چییست؟ بعد از زلزله ویرانگر 1369 تا کنون آب شرب و کشاورزی روستای خرمکوه دچار مشکل شده است. علت آن ایجاد در گیری بر سر آب در منطقه خولشکوه توسط کلیشمی هاست.آب روستای خرمکوه سال ها از این محل تامین می شده،ولی بعد از زلزله روستای کلیشم می خواسته از چشمه خلشکوه آب شرب خود را تامین کند،که بر سر این مساله اختلاف پیش آمده و مشکلات آن تا امروز دامنگیر روستاییان خرمکوه بوده است.
به دنبال این اختلافات،مدت 18 سال روستائیان خرمکوه نمی توانند به سر زمین های خود در خلشکوه جهت برداشت علوفه بروند.واین منطقه در تصرف تعدادی از فرصت طلبان می باشد.در حالی که افراد طرف در گیر از روستای کلیشم در دادگاه رودبار محکوم به پرداخت خسارت به اهالی خرمکوه شده و این خسارت بابت تصرف آن سال ها پرداخت شده ،اما هم چنان با زور به تصرف ادامه می دهند.
حالا هم روستاییان خرمکوه آب جوب را وارد لوله کشی کرده و همان آب را که اداره بهداشت رودبار غیر بهداشتی اعلام کرده مصرف می کنند.
   
یاد صحبت حاج آقا خاتمی نژاد افتادم،این که ارتباط درخواست اهالی ویه با اهالی خرمکوه چیست؟
قبل از انقلاب و جریانات ذکر شده ،در بعضی از ایام سال آب کشاورزی روستاییاد شده در سخنرانی حاج آقااز مناطق بالا دست خرمکوه تامین می شده،و پس از اختلاف دو روستای کلیشم و خرمکوه بر سر آب وسپس زمین (که با بی تفاوتی مسئولین وقت همراه بوده) روستای مذکور هم در این میان متضرر شده است.                                 
لازم به ذکر است که هم اکنون آب شرب روستاهای کلیشم و ویه با تانکر از همان محل تامین می شود و این روستای خرمکوه است که از آب غیر بهداشتی مصرف می کند!!
امیدوارم در گزارش خود قضاوتی نکرده باشم،پس این را مکتوب کردم،برای آنانی که باید مورد سئوال قرار گیرند،برای آنانی که مسئولیت دارند،در سطح شهرستان برنامه ریزی می کنند،تصمیم می گیرند و...
علت وجود ساختمان های مخروبه زمان زلزله و وضعیت چهره ظاهری روستا از نظر روستاییان این است که، ما مورد غضب قرار گرفته ایم؟!،مارا تحت فشار می گذارند تا زمین و آب خلشکوه را با هم از ما بگیرند؟؟!!
طرح هادی روستا  که چندین سال  تصویب شده ،و بااجرای آن وضع کوچه ها،معابر،لوله کشی آب،کنتور گذاری،فاضلاب و...حل می شود.
دلیل عدم اجرای آن این است که ساختمان های مسکونی باید عقب نشینی کنند،با  محرومیتی که مردم این روستا دارند،بعد از عقب نشینی دیگر نه خانه ای برایشان می ماند،نه زمینی که در آن خانه ای بسازند و نه بودجه ای دارند که زمینی بخرند و خانه ای از نو بنا کنند.
ظاهرا این طرح هادی در روستاهای دیگر هم مشکل بغرنجی شده است.نمی دانم اشکال از خود طرح هست ،از طراحان است که می نشینند وطرح می ریزند و به این جزییات در روستاها  توجه نمی کنند و یا از روستاییان است؟
شاید مجموعه ای از اشکا ل ها وجود دارد،اگر این طرح قابل اجرا نیست چرا با تقبل هزینه طراحی می شود؟و اگر قرار است اجرا شود و قانونی است باید حتی به اجبار هم شده پیاده شود و برای مشکلات احتمالی آن هم برنامه ریزی شود.                                        
سخنران محترم در حالی که برگه ای در دست داشتند با همان حرارت فرمودند:" که می گویند خرمکوه هم همین مشکل را دارد،مشکل از کجاست؟چرا مسئولین پیگیری نمی کنند و به من نمی گویند خودم پیگیر باشم؟"
دعاهای انتهایی حاج آقا هم بی ارتباط با همین موضوع نبود.
مجری که پشت میکروفون رفت،به آب معدنی که نزدیک آشپزخانه مسجد بود اشاره کرد و گفت ما به خاطر کمبود و غیر بهداشتی بودن آب روستا مجبور به خرید آب معدنی برای افطاری مراسم یادواره  شده ایم!  
نمی دانم چه بگویم.دارم به کتابچه "سوگنامه شهید وآخرین نماز "که توزیع شده نگاه می کنم.
با خود می گویم چند نفر از اهالی روستا با خوردن آب غیر بهداشتی جوب مریض  یا دچار عوارض آن شده اند؟ چه کسی باید در پیشگاه خداوند و شهیدان جوابگو باشد؟فکر کردن به این همه محرومیت درد را تا مغز استخوان می رساند؟
مگر می شود مشکل آب و درگیری دو روستا 18 سال لاینحل باقی بماند؟به اقتضای شغلم روستاهای زیادی را دیده ام ،اما روستایی با این همه محرومیت سراغ ندارم.
"سوگنامه شهید"مرا به یاد جبهه و خاطرات آن می اندازد.
خاطره و توصیه ی رزمنده ای است که در جبهه نوشته شده و گریزی به آینده می زند.انگار او امروز را هم می دیده است.
حاج آقا اشاره ای درست داشتند که اهداف شهدا را فراموش نکنیم.شهدایی که از این روستا همزمان با رزمندگان دیگر نقاط کشور به غرب و جنوب کشور رفتند و یک وجب از خاک میهن  را به بیگانه ندادند و یک قدم از اسلام عقب ننشستند.
شهدا شاهد،ناظر و زنده اند.آنان امروز ما را می بینند .و محرومیت زادگاه شان را.مسئولین چه جوابی دارند؟
نماینده محترم شهرستان،فرماندار محترم،بخشدار محترم عمارلو،مسئولین ادارات و ارگان های شهرستان این سوگنامه روستای خرمکوه ست.بیایید یادواره ای هم برای خرمکوه بگیریم.!!
به بروشوری که زندگی نامه شهدای روستا نوشته شده نگاه می کنم، از شهدای خرمکوه اولین شهید 17 شهریور 57 و آخرین
 شهید 24 فروردین 67.اوایل انقلاب و اواخر جنگ!
در ادامه زندگی نامه در  اشاره ای ظریف به محرومیت  زدایی از روستا شده،و از قول شهید عدالت،مولای متقیان امام علی (ع) در رسیدگی به حال مستضعفان و محرومان آورده شده "....ثم الله الله فی الطبقه السفلی"...
با دقت در فرمایشات امام علی (ع) جوابم را می گیرم که ((...در میان مستضعفان کسانی هستند که در عین نیازمندی،روی ابراز ندارند،...))
و سخنی از امام شهیدان(ره) در رسیدگی به محرومین و در جایی فرمودند:" به روستاییان برسید که دستشان از مسئولین کوتاه است".
با مراجعه به آدرس اینترنتی روستا لیستی از مشکلات را در
 آن جا می بینم.-بازسازی نشدن امامزاده طاهر(ع)-آب
 کشاورزی و شرب-اجرایی نشدن طرح هادی-نداشتن حمام-زمین ورزشی-.........
بعد از صرف افطار ،نماز جماعت  برگزار شد.
اما هنوز در اندیشه حرف هایی هستم که شنیدم و محرومیت هایی که دیدم.شنیدم که می گفتند:" ما را تحت فشار گذاشته اند که ...ودیدم چهرهایی سوخته ،تکیده و استخوانی که باچه امیدی  به مسئولین به چشم ناجی می نگریستند.
بلندتر می خوانم...اللهم اغن کل فقیر...اللهم اصلح کل فاسد من امورالمسلمین....اللهم سد فقرنا بغناک...واغننا من الفقر...                           
                                             آمین یا رب العالمین
دعا خواستن است،امید واثق دارم که مسئولین شهرستانم می خواهند،پس می توانند.می بینم روزی را که به آن جا می روم وبا همت مسئولین آب و آبادانی  در کنار هم قرار گرفته اند.
                                        الهی به امید تو،به امید آنروز

تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : Khorramkoh.ir
Ali khorramkohi